X
تبلیغات
رایتل
مشکل اصلی ما در حال حاضر نه تورمه نه بیکاری نه اعتیاد نه تحریم نه حجاب اجباری نه گشت نامحسوس... مهمترین معضل این مملکت در حال حاضر توالته یا اگه بخوام دقیقتر بگم توالت عمومی یا اگه بخوام بیشتر دقیقتر بگم توالت عمومی بین راهی. میگین نه؟ همین الان بلند شین برین ترمینال سوار یه اتوبوس به مقصد هر جایی که دوست دارین بشین. اگه تا فردا صبح با من هم عقیده نشدین بیاین بخوابونین زیر گوشم. یا اگه براتون مقدوره یه جوری از نظرات توریستایی که به ایران سفر کردن با خبر شین. شاید فکر کنید که مثلن از وضعیت رانندگی یا اینکه زوری روسری سرشون کردن شاکی ان. ولی نخیر این چیزااتفاقن براشون هیجان انگیز و جالبه و یه جورایی جاذبه گردشگری به حساب میاد! صدی نود این فلک زده ها تو ایران مشکل قضای حاجت داشتن. 

من خودم همیشه جوری تنظیم میکنم که از یه روز قبل تا یه روز بعد از تو جاده بودن نیازی به دستشویی پیدا نکنم. دیدین بعضی خانما موقع مسافرت قرص پیشگیری میخورن تا پریودشون عقب بیفته؟ همون فرمول رو من برا این قضیه پیاده میکنم. ایمان دارم که تحمل هر نوع مشکلی از جمله تشنگی و گشنگی صد شرف داره به اینکه آدم پاش به توالت بین راهی باز شه. شما فرض کن اتوبوس جلو قهوه خونه ی قلی پلنگ وامیسه. چهل تا مسافر از اتوبوس شما و یه سری هم از اتوبوس های مجاور همزمان میریزن بیرون و به چند دسته تقسیم میشن. یه چنتا همون دم اتوبوس یا کنار این سماور گنده هه پاکتای سیگار مگنا رو میکشن بیرون. یه سریا میرن پشت شیشه کبابی این پا اون پا میکنن. چنتا سرباز میرن بقالی کنار کبابی کیک و شیر کاکائو میگیرن. یه تعداد معتنابهی هم هجوم میبرن به سمتی که فلش روی دیوار سرویس بهداشتی رو نشون داده. 
حالا میرسی اونجا میبینی یه میز زشت گنده گذاشتن جلو در دسشویی یه یارو عملی هم که متصدی امور خلاست داره اون پشت چرت میزنه یه قوطی خالی سوهان هم روی میزه که توش یه مشت پول خرد و پونصدی مچاله شده ست. توی تمام توالت های بین راهی ایران یه پیرمرد چرک پکیده که تابستون و زمستون کلاه پشمی سرشه در حالیکه تازه از کار پر سر و صداش فارغ شده از در میاد بیرون و کمربندش رو دو سه تا سوراخ بیشتر از حالت نرمال سفت میکنه و لخ لخ کنان راه میفته میره. یکی دو نفر هم جوراب هاشون رو نصفه کردن تو جیب شلوارشون و مشغول وضو گرفتن هستند. چند تایی هم که تنگشون گرفته و پشت درهای بسته انتظار نوبتشون رو میکشن به سقف خیره شدن. وارد شدن به دسشویی فرمول خاصی داره. شما اول باید با نوک کفشتون در رو یه کم فشار بدین و اگه کسی از اونور در رو نکوبید برین تو، با پاشنه ی کفش در رو ببندین، یه کم خم شین و با ارنج چفت در رو (اگه داشته باشه) بندازین. در تمام این مراحل باید حتی الامکان نفستون رو حبس کنید. سپس با طی کردن کل پروسه به صورت معکوس از اونجا خارج شین. خلاصه که گذر هیچ کافر حربی ای به این مبال بین راهی نیفته.

ویکتور هوگو توی کتاب بینوایان یک فصل ۴۰-۵۰ صفحه ای رو با عنوان "اگوهای پاریس، ثروتی که دور ریخته میشود" به فاضلاب های شهر پاریس اختصاص داده. شهرداری استانبول و احتمالن دیگر ارگانهای مربوطه در ترکیه سیستم فوق العاده کارامدی رو در مورد توالت های عمومی و بین راهی کشورشون پیاده کردن. تمام توالت های عمومی مکانیزه و مثل ورودیهای مترو مجهز به دربهای کارتخوان هستند! که با کارت شهروندی و یا سکه ی یک لیره ای باز میشن و صد البته همیشه تمیز و قابل استفاده اند. یک حساب سرانگشتی بکنید ببینید روزانه چند میلیون توریست و شهروند عادی از اوالت های عمومی استفاده میکنند و چه مبالغ هنگفتی توی صنعت خلا جابجا میشود! 
پیشنهاد جدی من به مسولین استفاده از این فرصت و یا سپردن این مهم به بخش خصوصی ست و پیشنهاد دیگرم به سرمایه دارها برای ورود به این حیطه ی پردرآمد است.