X
تبلیغات
رایتل

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا و جنتی هیشکی نبود. در روزگاران جدید توی یه سرزمین خیلی نزدیک یه خانواده‌ی خوشبخت اردکی زندگی می‌کردن که ۶ تا جوجه داشتن، ۵ تا جوجه‌ی خوشگل و تپل مپل داف با یه جوجه‌ی سیاه بی ریخت که همه جوجه اردک ضایع صداش میکردن. این بدبخت همیشه یا تو صف نونوایی بود یا مراقب تخمای مامانش که قرار بود به زودی به دنیا بیان. یه وقتایی هم که همه می‌رفتن برکه شنا کنن این می‌موند خونه و با تخماش بازی می‌کرد چون شنا بلد نبود. یه روز تو اینترنت دید دکتر قورباغه‌ی دهن‌گشاد که دکترای روانشناسی از دانشگاه سوربن داشت توی جنگل سمینار تقویت قوای ذهنی و افزایش اعتماد به نفس گذاشته. جوجه اردک ضایع سریع آژانس گرفت و رفت به محل سمینار و محو سخنان دکتر دهن‌گشاد شد که کت‌و شلوار سفید به تن و لبخند کی‌ری به لب داشت.

بعد از اون زندگی جوجه اردک از این رو به اون رو شد، باشگاه بدنسازی پذیره‌نویسی کرد، رفت پیش مایکل فلپس کلاس خصوصی شنا برداشت و خیلی زود شنا یاد گرفت، نوکشو عمل کرد، جونم براتون بگه ژل تزریق کرد، گونه گذاشت، بوتاکس زد، پروتز باسن گذاشت تا مثل بقیه اردکها کونش موقع راه رفتن ریتمیک باشه، این آخریا هم رفت پیش مایکل جکسون سیریش شد تا راز سفید شدن رو بهش بگه. خلاصه یه جیگری شد که نگو ولی هنوز همه بهش می‌گفتن جوجه اردک ضایع چون خداییش قیافش یه جورایی ضایع شده بود، خوشگل ضایع*. بله پس با تلاش و اعتماد به نفس و پر رویی آدم میتونه به همه چی برسه حتا اگه آدم اردک باشه.

* مثل اهمدی نجاد بعد از تزریق بوتاکس - مترجم