X
تبلیغات
رایتل

پریویوسلی آن لاست: در قسمت قبل با یکی از مشکلات جزیره که عبارت بود از آلودگی دماغی آشنا شدید اما این تنها باگ اینجا نیست، ما در اینجا با آلودگی‌های صوتی، تصویری، الکترونیکی و انواع دیگری از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنیم. 

الف - مشکلات صوتی: این مشکل بسته به اینکه چه موقعی از سال باشد بین ساعتهای ۴ تا ۶ صبح شروع می‌شود یعنی از ساعتی قبل از نماز صبح که بلندگوی مسجد شروع می‌کند به داد و قار یا قیل و قال، مسجد نزدیک خانه‌ی ماست و البته فرقی هم نمی‌کند چون اگر هم نبود بالخره یک جوری زهرش را می‌ریخت. مهندسی که دوست ماست وضعش از ما هم بدتر است زیرا کانکسی که تویش زندگی می‌کند عدل روبروی مسجد است و انگار که بلندگوی مسجد را توی شیپور اُستاش این بی‌نوا کار گذاشته باشند، مهندس بخت برگشته‌ایست که همیشه چشمهایش از بی‌خوابی قرمز است. یکی از ارکان دین اسلام ایجاد مزاحمت برای دیگران به خصوص همسایگان است، توصیه‌ی موکد داریم که نماز صبح را باید همچین بلند خواند که تا هفت همسایه آنطرفتر از خواب بپرند، در مورد باقی نمازها اینگونه سفارش نشده چون در ساعات استراحت آدم خوانده نمی‌شوند. یکی از فرصتهای بسیار مغتنمی که برای ایجاد مزاحمت و سلب آسایش دست می‌دهد ایام محرم است، در این روزها ما می‌توانیم با راه انداختن دسته توی خیابانهای اصلی ترافیک ایجاد کنیم بخصوص اگر در رفت و آمد آمبولانس‌ها و ماشین‌های آتش‌نشانی اختلال ایجاد کنیم ثواب بیشتری به حسابمان ریخته می‌شود همچنین می‌توانیم ریش کثیف بگذاریم و پیراهن تیره‌ی چروک بپوشیم و بوی عرق بدهیم و توی تلویزیون و مکان‌های عمومی عربده بکشیم و بسیاری کارهای دیگر که در این مقال نمی‌گنجد چون باید برویم سر آیتم بعدی.

ب - آلودگی‌های تصویری: مهمترین آلودگی تصویری اینجا تلویزیون است البته این آلودگی مختص اینجا نیست اما این شکل منحصر به فرد آن فقط گریبان مرا گرفته چون همانطور که قبلن هم گفته‌ام بنده دو تا همخانه‌ای دارم که از زلال احکام و پخش مستقیم دعای ندبه هم نمی‌گذرند، این پروسه از هنگامی که یکی از اینها بیدار می‌شود آغاز می‌شود، ایشان وظیفه دارد قبل از اینکه برود مستراح تلویزیون را روشن کند که توی آن جلال سمیعی دارد پیامک‌های مردم را میخواند و چرت و پرت میگوید و این برنامه همینطور ادامه دارد تا آخر شب که اینها خواب می‌روند و من باید بروم آرام و با سلام و صلوات و طی صحنه‌ای شبیه وقتیکه رابین‌هود کیسه‌ی سکه‌های طلا را از توی دست پرنس جان بیرون میکشید، کنترل تلویزیون را از توی دستشان بکشم بیرون، تلویزیون را خاموش کنم، پتو را بکشم رویشان، پیشانیشان را ماچ کنم و بروم پی بدبختی خودم. البته این مورد را میتوان جزو آلودگی‌های صوتی هم دسته‌بندی کرد چون اغلب من صدای تلویزیون را از توی اتاقم می‌شنوم. آلودگی تصویری دیگر مربوط به حمام است، فقط همینقدر بگویم که تصور کنید مجبور باشید هر روز با شاش خر دوش بگیرید، یعنی از توی شیر حمامتان به جای آب کُر شاش خر بیرون بیاید. از لحاظ رنگ عرض می‌کنم و این به دلیل زنگ‌زدگی لوله‌ها و مخازن آب و مغز مسئولین می‌باشد.

ج- آلودگی‌های الکترونیکی: ما در اینجا آبگرمکن برقی داریم که چیزی‌ست شبیه آبگرمکن‌های مخزنی قدیمی منتها به جای گاز با برق کار می‌کند بدین‌صورت که شما باید نیم ساعت قبل از حمام آن را به برق بزنید تا آب توی مخزن گرم شود و آنگاه به حمام بروید، تا اینجای کار اُکی بوده و مشکلی ندارد، مشکل وقتی شروع می‌شود که خدای ناکرده فراموش کنید آبگرمکن را قبل از رفتن به حمام از برق بکشید، در این حالت ممکن است در اثر شرجی هوا سیم‌ها اتصالی کرده و جریان برق وارد سیستم آب شده و شما را که زیر دوش هستید خشک کند حالا شانس بیاورید و موقعیکه هنوز شورت پایتان است برق بهتان بزند و گرنه ممکن است در حالیکه تحت تاثیر فشارهای روحی ناشی از زندگی در جزیره مشغول خودارضایی هستید ناگهان الکتریسیته بهتان برسد و شما را در همان حالت بی‌ناموسی تاکسیدرمی  کند و جسدتان را بفرستند هلند توی موزه‌ی هنرهای پورنو ـ اروتیک در معرض دید عموم قرار دهند. 

ما از فیسبوک می‌خواهیم مشکلات ما را به گوش مسئولین برساند و از مسئولین می‌خواهیم در ازای این زندگی نکبتی به ما پول بدهد، پول خیلی زیاد...یعنی بالای خط فقر.