X
تبلیغات
رایتل

یکی از رفقا تعریف می کرد که پدرش دچار سکسکه شده بوده و این دوست ما میخواسته با ترساندن و پرت کردن حواسش او را معالجه کند فلذا در یک لحظه ی بی حواسی از پشت دیوار می پرد جلوی پدرش و حرکات ژانگولر از خودش به نمایش میگذارد و صداهای عجیب و غریب تولید می نماید. پدر بیچاره از ترس سکته میکند و دهانش کف میکند و فکش کج میشود و چشمهایش سفید میشوند و می افتد گوشه ی خانه.

نتیجه گیری اخلاقی: اگر بلد نیستید کمک کنید، کمک نکنید.

پی نوشت: خاطره تزئینی است!

پ ن 2: انتخاب عنوان غیر عمدی ست نه برای جذب مخاطب.